چکیده
این پژوهش به بررسی سطح اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی در ایران میپردازد و آن را با سایر گروههای اجتماعی مقایسه میکند. درحالیکه پژوهشهای بینالمللی اغلب تحصیلات عالی را با افزایش اعتماد اجتماعی مرتبط میدانند، یافتههای ایران این روند را به چالش میکشد و کاهش اعتماد در میان افراد تحصیلکرده را نشان میدهد. این تفاوت نشان میدهد عوامل زمینهای بهویژه عملکرد نهادها میتواند نقش تعیینکنندهای در شکلگیری نگرشهای اجتماعی در میان تحصیلکردگان داشته باشد.
این مطالعه بر تحلیل ثانویۀ دادههای «پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان در سال ۱۴۰۲» استوار است. در این پژوهش، از روشهای آماری از جمله تحلیل رگرسیون برای بررسی رابطۀ میان برداشت از اثربخشی نهادی و عدالت رویهای با سطح اعتماد اجتماعی در گروههای تحصیلی مختلف استفاده شده است.
مطابق نتایج، دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی نسبت به افراد بدون تحصیلات عالی، اعتماد اجتماعی کمتری را گزارش کردهاند. یکی از عوامل مؤثر بر این وضعیت، برداشت منفی از نهادهای کلیدی مانند قوۀ قضائیه، نیروی انتظامی و نهادهای دولتی است. مدلهای رگرسیون نشان میدهد اثربخشی نهادی و عدالت رویهای بهترتیب حدود ۴۸ درصد از تغییرات اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و 5/47 درصد در میان فارغالتحصیلان را تبیین میکنند. این یافتهها بر حساسیت بیشتر افراد تحصیلکرده نسبت به ناکارآمدیها و بیعدالتیهای سیستماتیک تأکید دارد.
این پژوهش نشان میدهد تحصیلات عالی بهصورت جهانشمول به افزایش اعتماد اجتماعی منجر نمیشود، بهویژه در شرایطی که نارساییهای نهادی آشکار است. در ایران، افراد تحصیلکرده به ضعفهای نهادهای دولتی آگاهتر هستند و این آگاهی موجب افزایش تردید و بیاعتمادی میشود. این مطالعه نتیجه میگیرد که افزایش شفافیت، پاسخگویی و عدالت در ساختارهای حکومتی برای بازسازی اعتماد عمومی ضروری است. این یافتهها فرض رایج پیوند مستقیم آموزش با سرمایۀ اجتماعی را به چالش میکشد و بر نقش محوری کیفیت نهادها در شکلگیری نگرشهای جمعی تأکید دارد.
این مطالعه بر تحلیل ثانویۀ دادههای «پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان در سال ۱۴۰۲» استوار است. در این پژوهش، از روشهای آماری از جمله تحلیل رگرسیون برای بررسی رابطۀ میان برداشت از اثربخشی نهادی و عدالت رویهای با سطح اعتماد اجتماعی در گروههای تحصیلی مختلف استفاده شده است.
مطابق نتایج، دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی نسبت به افراد بدون تحصیلات عالی، اعتماد اجتماعی کمتری را گزارش کردهاند. یکی از عوامل مؤثر بر این وضعیت، برداشت منفی از نهادهای کلیدی مانند قوۀ قضائیه، نیروی انتظامی و نهادهای دولتی است. مدلهای رگرسیون نشان میدهد اثربخشی نهادی و عدالت رویهای بهترتیب حدود ۴۸ درصد از تغییرات اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و 5/47 درصد در میان فارغالتحصیلان را تبیین میکنند. این یافتهها بر حساسیت بیشتر افراد تحصیلکرده نسبت به ناکارآمدیها و بیعدالتیهای سیستماتیک تأکید دارد.
این پژوهش نشان میدهد تحصیلات عالی بهصورت جهانشمول به افزایش اعتماد اجتماعی منجر نمیشود، بهویژه در شرایطی که نارساییهای نهادی آشکار است. در ایران، افراد تحصیلکرده به ضعفهای نهادهای دولتی آگاهتر هستند و این آگاهی موجب افزایش تردید و بیاعتمادی میشود. این مطالعه نتیجه میگیرد که افزایش شفافیت، پاسخگویی و عدالت در ساختارهای حکومتی برای بازسازی اعتماد عمومی ضروری است. این یافتهها فرض رایج پیوند مستقیم آموزش با سرمایۀ اجتماعی را به چالش میکشد و بر نقش محوری کیفیت نهادها در شکلگیری نگرشهای جمعی تأکید دارد.
کلیدواژهها